ترانه سرا: حاج افشین یداللهی(سلطان تیتراژها)
خواننده: حاج آقا خواجه امیری
ترانه اول: دویدم و دویدم
دويديم و دويديم
هيچ جا رامون ندادن
گفتن که توی جاده
دونده ها زیادن
دويديم و دويديم
فايده نداشت دويدن
به همه چی رسيديم
به جز خود رسيدن
دويديم و دويديم
اسپند و دود نکردن
گفتن فقط زير لب
کاش برنو بر نگردن
چه روزای قشنگی
عشق و نفس کشيديم
روی گلای قالی
با خنده دست کشيديم
روزهای روشن عشق
شب و ستاره کاشتيم
به جز تقدس نور
چيزی رو دوست نداشتيم
پاييزه عاشقيمون
غرق ترانه ها بود
هوای پاک و شرجيش
دور از بهانه ها بود
تو گرگ و ميش ترديد
گلايه رو نديدی
به خاطر رسيدن
دويديم و دويديم
دويديم و دويديم
سيبا رسيده بودن
سه فصل آزگار بود
همه دويده بودن
دويديم و دويديم
تا رسيديم به ديوار
اون ور ديوارم باز
خورديم به خط تکرار
دويديم و دويديم
قصه زندگی بود
که واسه اون دويدن
فقط ديوونگی بود
از کوچه های غربت
محو چشای گود شد
دست من و نگاهت
واسه سپيده پر شد
هر روز غروب که ميشد
وقت قرارمون بود
روزی که گل ميدادیم
فصل بهارمون بود
ثانيه ها گذشتن
ترانه ها چکيدن
اهالی روزگار
ديگه مارو نديدن
يه پرده حرير و
رو بختمون کشيديم
طبق يه سنت زرد
دويديم و دويديم
نام ترانه دوم: تحمل کن
تحمل كن عزيز دل شكسته
تحمل كن به پاي شمع خاموش
تحمل كن كنار گريه من
به ياد دلخوشيهاي فراموش
جهان كوچك من از تو زيباست
هنوز از عطر لبخند تو سرمست
واسه تكرار اسم ساده تو ست
صدايي از منه عاشق اگر هست
منو نسپار به فصل رفته عشق
نذار كم شم من از آينده تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توي آغوشه بخشاينده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردمو يار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
نذار از رفتنت ويرون شه جانم
نذار از خود به خاكستر بريزم
كنار من كه وا ميپاشم از هم
تحمل كن، تحمل كن عزيزم
به من فرصت بده رنگين كمون شم
از آغوش تو تا معراج پرواز
حديث تازه عشق توام من
به پايانم نبر از نو بيآغاز
منو نسپار به فصل رفته عشق
نذار كم شم من از آينده تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توي آغوشه بخشاينده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردمو يار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
او بی شک یکی از ترانه سراهای موفق ما است.
دو ترانه زیر از او میباشد:
انتظار با صدای امید
عاشق خجالتی با صدای ستار
------------------------------------------------------------
ای تو بی تکرارتر از حادثه
بیش از اینها انتظار دیگه بسه
به من از فرسنگها دوری تو
گرمی حرم نفسهات می رسه
انتظار عزیز من دیگه بسه
بسه بسه انتظار
بسه بسه بسه انتظار
بسه بسه انتظار
اره بسه بسه دیگه انتظار
لحظه لحظه های خاطرات من
با تو بود ای چشمه حیات من
گر چه ما افتاده ایم از هم جدا
هر زمان یاد توام ای اشنا
دل من خیلی برات دلواپسه
انتظار عزیز من دیگه بسه
بسه بسه انتظار
بسه بسه بسه انتظار
بسه بسه انتظار
اره بسه بسه دیگه انتظار
بندگیمو با خدا هر روز تازه می کنم
درد دلو با اونکه محرم رازه می کنم
عاشق تو موندن رو کسب اجازه می کنم
بندگیمو با خدا هر روز تازه می کنم
درد دلو با اونکه محرم رازه می کنم
عاشق تو موندن رو کسب اجازه می کنم
عشق تو خیلی برام مقدسه
انتظار عزیز من دیگه بسه
بسه بسه انتظار
بسه بسه بسه انتظار
بسه بسه انتظار
اره بسه بسه دیگه انتظار
بندگیمو با خدا هر روز تازه می کنم
درد دلو با اونکه محرم رازه می کنم
عاشق تو موندن رو کسب اجازه می کنم
عشق تو خیلی برام مقدسه
انتظار عزیز من دیگه بسه
بسه بسه انتظار
بسه بسه بسه انتظار
بسه بسه انتظار
اره بسه بسه دیگه انتظار
--------------------------
اون وقتا که عاشق بودم, یه عاشقه خجالتی
دستام مرکبی می شد, تموم مشقهام خط خطی
روم نمی شد بهت بگم دوست دارم یه عالمه
اما حالا از عاشقی هر چی بگم بازم کمه
روزگاری به هجران گذشت, فصل بهاران گذشت
طفلی دلم از دوریت یه لحظه آروم نگشت
عمر ما همچو آسان گذشت, بی سروسامان گذشت
هر لحظه ای از عمر من به یاد ایران گذشت
همونطوری که خدمتت عرض کردم
دو پا که داشتم, دو پا دیگه قرض کردم
واسه فرار از خودم, منی که عاشقت بودم
به دل سپردم عشقتو, روونه غربت شدم وا ا ا ا ی
آخه روم نمی شد بهت بگم دوست دارم یه عالمه
اما حالا از عاشقی هر چی بگم بازم کمه
آخه روم نمی شد بهت بگم دوست دارم شازده خانوم
اما حالا بدون فقط تو رو دارم شازده خانوم
وبلاگ کافه ترانه از آدرس قبل خود در میهن بلاگ به اینجا منتقل شد
با ما همراه باشید.
کنج خونه نشستی و
درو رو دنیا بستی و
از بس شکایت می کنی
به مردن عادت می کنی
هی میگی تقدیر منه
نمیگی تقصیر منه
تو این وسط چی کاره ای
که عمریه آواره ای
بهش میگم بسه دیگه
چیکار داری کی چی میگه
نذار خودتو سر کار انگار نه انگار
میگم هنوز دیر نشده
هنوز دلت پیر نشده
پاشو و دست رو دست نذار انگار نه انگار
توی گذشته موندی و
هی دلتو سوزوندی و
هر چی میگم بخند یه بار انگار نه انگار
انگار همه بیکارن و
دشمنی با تو دارن و
همش باتو بد میکنن
راه تو رو سد میکنن
اینا همش بهونته
کارای بچه گونته
چشم دلت تا نبینه
صد سال دیگم همینه
این دیگه حرف آخره
عمر تو داره میگذره
تموم که شد به روت نیار انگار نه انگار
قصه رنج بود، تو درکش نمیکنی، قصه، قصه دنیا بود....
به نام خدا و سلام
اینجا کافه ترانه است .
لحظه، لحظه رو دک کرد و دک کرد تا رسید به اونجا که باید میرسید
ماه داره ماه میشه، دل من شیدا میشه، کجایی تا ببینی، ولوله پیدا میشه....
دخول به ماه فرخنده و مرجب و پر عجب رجب رو به همگی تبریک میگیم و که جملگی را خوش وقت است
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
اسم تو رو رو بال مرغا نوشت
رو کنده ی سبز درختا نوشت
یه روز که بارون میومد بهش گفت
یه روز دیگه رو موج دریا نوشت
دریا با موجاش اون رو از خودش روند
مرغ هوا گم شد و اون رو گریوند
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
باد اومد و تو جنگلها قدم زد
اسم تو رو از همه جا قلم زد
ببین جدایی چه به روزش آورد
چه سرنوشتی که براش رقم زد
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
خداحافظ همین حالا
بسم الرب شهداء
دوست دارم دوست دارم
قد تموم آدما
قد تموم عاشقا
دل بردی و پنهون شدی
از من چرا ای بیوفا؟
از من چرا؟ از من چرا؟
عاشق شدم عاشق شدم
از چشم من پنهون نشو
از چشم من پنهون نشو
تنها شدم تنها شدم
تنها نرو تنها نرو
پر میکشی تا آسمون
من خسته ی بی بال و پر
روزی که برگردی دگر
از من نمیبینی اثر
ترانه از عبدالجبار کاکایی
اینجا کافه ترانه میباشد، پیوندگاه عشق و ترانه، طراوت و موسیقی
با همراهی هفتایی ها به نشانی: http://7taeeha.blogfa.com
دانلود آهنگ زیبای شقایق کاری از افشین یداللهی با صدای احسان خواجه امیری:
آهنگ "خداحافظی" تیتراژ پایانی برنامه کوله پشتی (کوله 4 با اجرای فرزاد حسنی) در وبلاگ هفتایی ها در دسترس است.
برای درخواست متن یا به عبارتی کلام ترانه ها میتوانید در نظرات اطلاع دهید و همچنین درخواست لینک دانلود خود ترانه.
دلم گرفت اي هم نفس پرم شکست تو اين قفس
تو اين غبار تو اين سکوت چه بي صدا نفس نفس
از اين نامهربوني ها دارم از غصه ميميرم
رفيق روز تنهايي ! يه روز دستات و ميگيرم
تو اين شب گريه ميتوني پناه هق هقم باشي
تو اي همزاد همخونه چي ميشه عاشقم باشي
دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما!
دو هم نفس دو هم زبون دو هم سفر دو هم صدا
تو اي پايان تنهايي پناه آخر من باش
تو اين شب مرگيه پاييز بهار باور من باش
بذار با مشرق چشمات شبم روشن ترين باشه
ميخوام آيينه خونه با چشمات همنشين باشه
دلم گرفت اي هم نفس پرم شکست تو اين قفس
تو اين غبار تو اين سکوت چه بي صدا نفس نفس
به نام خدا
سلام
خوبید؟
این
جا
کافه ترانه
میباشد
خوش آمدید!!!!!!
مثليه شعله درخشيد ، تو شب خالي و خونسرد
اين عجيبه ولي انگار ، يه نفر باورمون كرد
يه نفر كه آسمونو ، یه دل آينه بخشيد
دلشو شكستيم اما ، از گلايه مون نرنجيد
شب لبخند و گل و ترانههاي شكلاتي
شب مردي، شب مردي با عباي شكلاتي
هنوزم بودن با تو ، برامون يه اتفاقه
عكس تو اگر چه كهنه، روي ديوار اتاقه
تو نجيب و مهربوني ، بيا مهربونترين باش
لااقل فقط يه ذره ، چلچراغيتر از اين باش
شب لبخند و گل و ترانههاي شكلاتي
شب مردي، شب مردي با عباي شكلاتي
ترانه اول از اهورا ایمان عزیز
ترانه دوم از نیلوفر لاری پور جان
با کافه ترانه باشید.(ترانه دوم یه موضوع جالبی در مورد محمد خاتمی)
تا بعد
نمی دونم آغاز قشنگتره یا پایان، آیا این دو ملزومات هم هستند؟
شروع هر کاری رو با یاد خدا باید آغاز کرد، مگه نه؟
اینجا قراره یه کافه ترانه باشه، اوایل کار کوچیک و محدود ولی رفته رفته بزرگ و شایسته حضور شما
به هر حال آخر این قصه باید یه جور خوب تموم بشه، آره دیگه اصلا غیر این معنی نداره
پایان خوب چه بهتر که با شروع خوب همراه باشه!!!
آخرِ این قصه باید یه جورِ خوب تموم بشه
میگم چه معنی داره خنده هامون حروم بشه
حادثه های این دفه ترس نداره، بی خطره
معلومه چی می خواد بشه، دوباره خوبی می بره
مسائل مختلفو وقتی روایت می کنی
البته بی رودرواسی گاهی رعایت می کنی
مشکل زنها رو ببین، ببین چه رنجی می کشن
اما عجیبه آخرش بعضیا قهرمان میشن
وقتی کسی پیاده رُ ساده سوار نمی کنه
فقط یه زولبیا ما رُ سحر بیدار نمی کنه
یه عده خالی بندن وُ یه عده ول مُعطلن!
وقتِ تحول برسه، آبغوره نیستن، عسلن!
آخرِ این قصه باید یه جورِ خوب تموم بشه!!
میگم چه معنی داره خنده هامون حروم بشه
این شعر، میدونید از کیه؟
از سلطان تیتراژهای سریالی رسانه، آقای افشین یداللهی!!!
که البته به حق کم نظیر شعر میگه


راستی اهداف و برنامه های این وبلاگ را دفعه بعد اعلام میکنم،،میتونید به ما لینک بدهید
فعلا، یا علی...