تبليغاتX
کافه ترانه
قصه، قصه درد بود

قصه رنج بود، تو درکش نمیکنی، قصه، قصه دنیا بود....

به نام خدا و سلام

اینجا                            کافه                        ترانه                          است                     .

لحظه، لحظه رو دک کرد و دک کرد تا رسید به اونجا که باید میرسید

ماه داره ماه میشه، دل من شیدا میشه، کجایی تا ببینی، ولوله پیدا میشه....

دخول به ماه فرخنده و مرجب و پر عجب رجب رو به همگی تبریک میگیم و که جملگی را خوش وقت است

اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
اسم تو رو رو بال مرغا نوشت
رو کنده ی سبز درختا نوشت
یه روز که بارون میومد بهش گفت
یه روز دیگه رو موج دریا نوشت
دریا با موجاش اون رو از خودش روند
مرغ هوا گم شد و اون رو گریوند
اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد
باد اومد و تو جنگلها قدم زد
اسم تو رو از همه جا قلم زد
ببین جدایی چه به روزش آورد
چه سرنوشتی که براش رقم زد

اونی که میخواستی تو غبارا گم شد
مرغی شد و پشت حصارا گم شد

خداحافظ همین حالا

نوشته شده توسط ترانه سرا در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 |

بسم الرب شهداء

 

دوست دارم دوست دارم

قد تموم آدما

قد تموم عاشقا

دل بردی و پنهون شدی

از من چرا ای بیوفا؟

از من چرا؟ از من چرا؟

 

عاشق شدم عاشق شدم

از چشم من پنهون نشو

از چشم من پنهون نشو

تنها شدم   تنها شدم

تنها نرو  تنها نرو

 

پر میکشی تا آسمون

من خسته ی بی بال و پر

روزی که برگردی دگر

از من نمیبینی اثر

 

ترانه از عبدالجبار کاکایی

 

اینجا کافه ترانه میباشد، پیوندگاه عشق و ترانه، طراوت و موسیقی

 

با همراهی هفتایی ها به نشانی:  http://7taeeha.blogfa.com

 

دانلود آهنگ زیبای شقایق کاری از افشین یداللهی با صدای احسان خواجه امیری:

 

شقایق

 

آهنگ "خداحافظی" تیتراژ پایانی برنامه کوله پشتی (کوله 4 با اجرای فرزاد حسنی) در وبلاگ هفتایی ها در دسترس است.

برای درخواست متن یا به عبارتی کلام ترانه ها میتوانید در نظرات اطلاع دهید و همچنین درخواست لینک دانلود خود ترانه.

نوشته شده توسط ترانه سرا در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 |

دلم گرفت اي هم نفس  پرم شکست تو اين قفس

تو اين غبار تو اين سکوت چه بي صدا  نفس نفس

از اين نامهربوني ها دارم از غصه ميميرم

رفيق روز تنهايي ! يه روز دستات و ميگيرم

تو اين شب گريه ميتوني پناه هق هقم باشي

تو اي همزاد همخونه چي ميشه عاشقم باشي

دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما!

دو هم نفس دو هم زبون دو هم سفر دو هم صدا

تو اي پايان تنهايي پناه آخر من باش

تو اين شب مرگيه پاييز بهار باور من باش

بذار با مشرق چشمات شبم روشن ترين باشه 

ميخوام آيينه خونه با چشمات همنشين باشه

دلم گرفت اي هم نفس  پرم شکست تو اين قفس

تو اين غبار تو اين سکوت چه بي صدا نفس نفس

 

به نام خدا

سلام

خوبید؟

این

جا

کافه ترانه

میباشد

خوش آمدید!!!!!!

 

مثل‌يه شعله درخشيد ، تو شب خالي و خونسرد

اين عجيبه ولي انگار ، يه نفر باورمون كرد

 يه نفر كه آسمونو ، یه دل آينه بخشيد

 دلشو شكستيم اما ، از گلايه مون نرنجيد

 

 شب لبخند و گل و ترانه‌هاي شكلاتي

 شب مردي، شب مردي با عباي شكلاتي

 

 هنوزم بودن با تو ، برامون يه اتفاقه‌

 عكس تو اگر چه كهنه، روي ديوار اتاقه‌

 تو نجيب و مهربوني ، بيا مهربون‌ترين باش‌

 لااقل فقط يه ذره‌ ، چلچراغي‌تر از اين باش

 

 شب لبخند و گل و ترانه‌هاي شكلاتي

 شب مردي، شب مردي با عباي شكلاتي

ترانه اول از اهورا ایمان عزیز

ترانه دوم از نیلوفر لاری پور جان

 

با کافه ترانه باشید.(ترانه دوم یه موضوع جالبی در مورد محمد خاتمی)

تا بعد

نوشته شده توسط ترانه سرا در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 |
به نام خدایی که نیافرید تا سود کند آفرید تا جود کند

نمی دونم آغاز قشنگتره یا پایان، آیا این دو ملزومات هم هستند؟
شروع هر کاری رو با یاد خدا باید آغاز کرد، مگه نه؟

اینجا قراره یه کافه ترانه باشه، اوایل کار کوچیک و محدود ولی رفته رفته بزرگ و شایسته حضور شما

به هر حال آخر این قصه باید یه جور خوب تموم بشه، آره دیگه اصلا غیر این معنی نداره

پایان خوب چه بهتر که با شروع خوب همراه باشه!!!

آخرِ این قصه باید یه جورِ خوب تموم بشه
میگم چه معنی داره خنده هامون حروم بشه
حادثه های این دفه ترس نداره، بی خطره
معلومه چی می خواد بشه، دوباره خوبی می بره
مسائل مختلفو وقتی روایت می کنی
البته بی رودرواسی گاهی رعایت می کنی
مشکل زنها رو ببین، ببین چه رنجی می کشن
اما عجیبه آخرش بعضیا قهرمان میشن
وقتی کسی پیاده رُ ساده سوار نمی کنه
فقط یه زولبیا ما رُ سحر بیدار نمی کنه
یه عده خالی بندن وُ یه عده ول مُعطلن!
وقتِ تحول برسه، آبغوره نیستن، عسلن!
آخرِ این قصه باید یه جورِ خوب تموم بشه!!
میگم چه معنی داره خنده هامون حروم بشه

این شعر، میدونید از کیه؟
از سلطان تیتراژهای سریالی رسانه، آقای افشین یداللهی!!!

که البته به حق کم نظیر شعر میگه

یداللهییداللهی

راستی اهداف و برنامه های این وبلاگ را دفعه بعد اعلام میکنم،،میتونید به ما لینک بدهید

فعلا، یا علی...

نوشته شده توسط ترانه سرا در شنبه شانزدهم تیر 1386 |