تبليغاتX
کافه ترانه
ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ؛، ديدي پر زد و رفتش

ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ؛، ديدي پر زد و رفتش


دل بسه گريه نكن ،ديگه رفت صداش نكن

از تو قاب پنجره ديگه رفت صداش نكن


ديگه همرنگ تو نيست ديگه دل تنگ تو نيست

ميدونه يه ذره عشق تو دل سنگ تو نيست


ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ، ديدي پر زد و رفتش

ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ، ديدي پر زد و رفتش ... اينو بهت كي گفتش


بهت ميگف ميرم جاي ، كه قدرم و بدونن

باسه رنگ نگاهم تا سحر غزل بخونن


اينقدر اين پا و اون پا ، اومدي از تو بريدش

ديدي كبوتر عشق تو از قفس پريده

ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ، ديدي پر زد و رفتش

ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ، ديدي پر زد و رفتش




دل بسه گريه نكن ،ديگه رفت صداش نكن

از تو قاب پنجره ديگه رفت صداش نكن


ديگه همرنگ تو نيست ديگه دل تنگ تو نيست

ميدونه يه ذره عشق تو دل سنگ تو نيست


ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ، ديدي پر زد و رفتش

ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ، ديدي پر زد و رفتش ... اينو بهت كي گفتش



بهت ميگف ميرم جاي ، كه قدرم و بدونن

باسه رنگ نگاهم تا سحر غزل بخونن


اينقدر اين پا و اون پا ؛؛ اومدي از تو بريدش

ديدي كبوتر عشق تو از قفس پريده


ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ، ديدي پر زد و رفتش

ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ، ديدي پر زد و رفتش



ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ، ديدي پر زد و رفتش

ديدي امروز و فردا كردي رفتش ، پر زد ، ديدي پر زد و رفتش
نوشته شده توسط ترانه سرا در یکشنبه چهارم شهریور 1386 |

ترانه اول: دویدم و دویدم

 

دويديم و دويديم
هيچ جا رامون ندادن
گفتن که توی جاده
دونده ها زیادن
دويديم و دويديم
فايده نداشت دويدن
به همه چی رسيديم
به جز خود رسيدن

دويديم و دويديم
اسپند و دود نکردن
گفتن فقط زير لب
کاش برنو بر نگردن

چه روزای قشنگی
عشق و نفس کشيديم
روی گلای قالی
با خنده دست کشيديم

روزهای روشن عشق
شب و ستاره کاشتيم
به جز تقدس نور
چيزی رو دوست نداشتيم
پاييزه عاشقيمون
غرق ترانه ها بود
هوای پاک و شرجيش
دور از بهانه ها بود
تو گرگ و ميش ترديد
گلايه رو نديدی
به خاطر رسيدن
دويديم و دويديم

دويديم و دويديم
سيبا رسيده بودن
سه فصل آزگار بود
همه دويده بودن
دويديم و دويديم
تا رسيديم به ديوار
اون ور ديوارم باز
خورديم به خط تکرار
دويديم و دويديم
 قصه زندگی بود
که واسه اون دويدن
فقط ديوونگی بود
از کوچه های غربت
محو چشای گود شد
دست من و نگاهت
واسه سپيده پر شد
هر روز غروب که ميشد
وقت قرارمون بود
روزی که گل ميدادیم
فصل بهارمون بود
ثانيه ها گذشتن
ترانه ها چکيدن
اهالی روزگار
ديگه مارو نديدن
يه پرده حرير و
رو بختمون کشيديم
طبق يه سنت زرد
دويديم و دويديم

 

نام ترانه دوم: تحمل کن

 

تحمل كن عزيز دل شكسته
تحمل كن به پاي شمع خاموش
تحمل كن كنار گريه من
به ياد دلخوشيهاي فراموش
جهان كوچك من از تو زيباست
هنوز از عطر لبخند تو سرمست
واسه تكرار اسم ساده تو ست
صدايي از منه عاشق اگر هست


منو نسپار به فصل رفته عشق
نذار كم شم من از آينده تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توي آغوشه بخشاينده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردمو يار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم


نذار از رفتنت ويرون شه جانم
نذار از خود به خاكستر بريزم
كنار من كه وا ميپاشم از هم
تحمل كن، تحمل كن عزيزم
به من فرصت بده رنگين كمون شم
از آغوش تو تا معراج پرواز
حديث تازه عشق توام من
به پايانم نبر از نو بيآغاز

منو نسپار به فصل رفته عشق
نذار كم شم من از آينده تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توي آغوشه بخشاينده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردمو يار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم

نوشته شده توسط ترانه سرا در جمعه دوم شهریور 1386 |
از بابک رادمنش ترانه سرای ارجمند کشور عزیزمون ایران تشکر میکنیم.

او بی شک یکی از ترانه سراهای موفق ما است.

دو ترانه زیر از او میباشد:
انتظار با صدای امید

عاشق خجالتی با صدای ستار
------------------------------------------------------------

ای تو بی تکرارتر از حادثه
بیش از اینها انتظار دیگه بسه
به من از فرسنگها دوری تو
گرمی حرم نفسهات می رسه
انتظار عزیز من دیگه بسه
بسه بسه انتظار
بسه بسه بسه انتظار
بسه بسه انتظار
اره بسه بسه دیگه انتظار
لحظه لحظه های خاطرات من
با تو بود ای چشمه حیات من
گر چه ما افتاده ایم از هم جدا
هر زمان یاد توام ای اشنا
دل من خیلی برات دلواپسه
انتظار عزیز من دیگه بسه
بسه بسه انتظار
بسه بسه بسه انتظار
بسه بسه انتظار
اره بسه بسه دیگه انتظار
بندگیمو با خدا هر روز تازه می کنم
درد دلو با اونکه محرم رازه می کنم
عاشق تو موندن رو کسب اجازه می کنم
بندگیمو با خدا هر روز تازه می کنم
درد دلو با اونکه محرم رازه می کنم
عاشق تو موندن رو کسب اجازه می کنم
عشق تو خیلی برام مقدسه
انتظار عزیز من دیگه بسه
بسه بسه انتظار
بسه بسه بسه انتظار
بسه بسه انتظار
اره بسه بسه دیگه انتظار
بندگیمو با خدا هر روز تازه می کنم
درد دلو با اونکه محرم رازه می کنم
عاشق تو موندن رو کسب اجازه می کنم
عشق تو خیلی برام مقدسه
انتظار عزیز من دیگه بسه
بسه بسه انتظار
بسه بسه بسه انتظار
بسه بسه انتظار
اره بسه بسه دیگه انتظار

--------------------------

اون وقتا که عاشق بودم, یه عاشقه خجالتی

دستام مرکبی می شد, تموم مشقهام خط خطی

روم نمی شد بهت بگم دوست دارم یه عالمه

اما حالا از عاشقی هر چی بگم بازم کمه



روزگاری به هجران گذشت, فصل بهاران گذشت

طفلی دلم از دوریت یه لحظه آروم نگشت

عمر ما همچو آسان گذشت, بی سروسامان گذشت

هر لحظه ای از عمر من به یاد ایران گذشت



همونطوری که خدمتت عرض کردم

دو پا که داشتم, دو پا دیگه قرض کردم

واسه فرار از خودم, منی که عاشقت بودم

به دل سپردم عشقتو, روونه غربت شدم وا ا ا ا ی



آخه روم نمی شد بهت بگم دوست دارم یه عالمه

اما حالا از عاشقی هر چی بگم بازم کمه


آخه روم نمی شد بهت بگم دوست دارم شازده خانوم

اما حالا بدون فقط تو رو دارم شازده خانوم

نوشته شده توسط ترانه سرا در پنجشنبه یکم شهریور 1386 |