دلم گرفت اي هم نفس پرم شکست تو اين قفس
تو اين غبار تو اين سکوت چه بي صدا نفس نفس
از اين نامهربوني ها دارم از غصه ميميرم
رفيق روز تنهايي ! يه روز دستات و ميگيرم
تو اين شب گريه ميتوني پناه هق هقم باشي
تو اي همزاد همخونه چي ميشه عاشقم باشي
دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما!
دو هم نفس دو هم زبون دو هم سفر دو هم صدا
تو اي پايان تنهايي پناه آخر من باش
تو اين شب مرگيه پاييز بهار باور من باش
بذار با مشرق چشمات شبم روشن ترين باشه
ميخوام آيينه خونه با چشمات همنشين باشه
دلم گرفت اي هم نفس پرم شکست تو اين قفس
تو اين غبار تو اين سکوت چه بي صدا نفس نفس
به نام خدا
سلام
خوبید؟
این
جا
کافه ترانه
میباشد
خوش آمدید!!!!!!
مثليه شعله درخشيد ، تو شب خالي و خونسرد
اين عجيبه ولي انگار ، يه نفر باورمون كرد
يه نفر كه آسمونو ، یه دل آينه بخشيد
دلشو شكستيم اما ، از گلايه مون نرنجيد
شب لبخند و گل و ترانههاي شكلاتي
شب مردي، شب مردي با عباي شكلاتي
هنوزم بودن با تو ، برامون يه اتفاقه
عكس تو اگر چه كهنه، روي ديوار اتاقه
تو نجيب و مهربوني ، بيا مهربونترين باش
لااقل فقط يه ذره ، چلچراغيتر از اين باش
شب لبخند و گل و ترانههاي شكلاتي
شب مردي، شب مردي با عباي شكلاتي
ترانه اول از اهورا ایمان عزیز
ترانه دوم از نیلوفر لاری پور جان
با کافه ترانه باشید.(ترانه دوم یه موضوع جالبی در مورد محمد خاتمی)
تا بعد