تبليغاتX
کافه ترانه - تحمل کن، تحمل کن عزیزم

ترانه اول: دویدم و دویدم

 

دويديم و دويديم
هيچ جا رامون ندادن
گفتن که توی جاده
دونده ها زیادن
دويديم و دويديم
فايده نداشت دويدن
به همه چی رسيديم
به جز خود رسيدن

دويديم و دويديم
اسپند و دود نکردن
گفتن فقط زير لب
کاش برنو بر نگردن

چه روزای قشنگی
عشق و نفس کشيديم
روی گلای قالی
با خنده دست کشيديم

روزهای روشن عشق
شب و ستاره کاشتيم
به جز تقدس نور
چيزی رو دوست نداشتيم
پاييزه عاشقيمون
غرق ترانه ها بود
هوای پاک و شرجيش
دور از بهانه ها بود
تو گرگ و ميش ترديد
گلايه رو نديدی
به خاطر رسيدن
دويديم و دويديم

دويديم و دويديم
سيبا رسيده بودن
سه فصل آزگار بود
همه دويده بودن
دويديم و دويديم
تا رسيديم به ديوار
اون ور ديوارم باز
خورديم به خط تکرار
دويديم و دويديم
 قصه زندگی بود
که واسه اون دويدن
فقط ديوونگی بود
از کوچه های غربت
محو چشای گود شد
دست من و نگاهت
واسه سپيده پر شد
هر روز غروب که ميشد
وقت قرارمون بود
روزی که گل ميدادیم
فصل بهارمون بود
ثانيه ها گذشتن
ترانه ها چکيدن
اهالی روزگار
ديگه مارو نديدن
يه پرده حرير و
رو بختمون کشيديم
طبق يه سنت زرد
دويديم و دويديم

 

نام ترانه دوم: تحمل کن

 

تحمل كن عزيز دل شكسته
تحمل كن به پاي شمع خاموش
تحمل كن كنار گريه من
به ياد دلخوشيهاي فراموش
جهان كوچك من از تو زيباست
هنوز از عطر لبخند تو سرمست
واسه تكرار اسم ساده تو ست
صدايي از منه عاشق اگر هست


منو نسپار به فصل رفته عشق
نذار كم شم من از آينده تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توي آغوشه بخشاينده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردمو يار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم


نذار از رفتنت ويرون شه جانم
نذار از خود به خاكستر بريزم
كنار من كه وا ميپاشم از هم
تحمل كن، تحمل كن عزيزم
به من فرصت بده رنگين كمون شم
از آغوش تو تا معراج پرواز
حديث تازه عشق توام من
به پايانم نبر از نو بيآغاز

منو نسپار به فصل رفته عشق
نذار كم شم من از آينده تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توي آغوشه بخشاينده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردمو يار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم

نوشته شده توسط ترانه سرا در جمعه دوم شهریور 1386 |